|
بهشت ميتواند منتظر بماند |
|
Friday, December 29, 2006
من انقدر در حال وقت تلف کردن هستم و انقدر این کار را با جدیت دنبال میکنم که انگار کارمند ادارهی «وقت تلفکنی» هستم و هر ماه بهخاطرش حقوق میگیرم. بهخاطر همین اصلا وقت نمیکنم بنویسم یا بخوانم یا فیلم ببینم یا موسیقی گوش بدهم یا ... وبلاگ آپ کنم یا وبلاگ بخوانم یا کامنت بگذارم. واقعا سرم شلوغ است. دارم سعی میکنم هر روز کمی از خوابم بزنم تا بتوانم بیشتر وقت تلف کنم. اگر بتوانم توی خواب هم وقت تلف کنم که دیگر خیلی معرکه میشود. توی این فکرم که آیا خوابیدن نوعی وقت تلف کردن است یا نه؟ این سوالات ذهنم را مشغول کردهاند. فکر کنم دارم «شهسوار ایمان» میشوم!
ضمنا به بازی شب یلدا هم نرسیدم. حالا اگه گفتین شب یلدا کجا بودم؟ جواب: داشتم وقت تلف میکردم! Labels: روزانه
Tuesday, December 19, 2006
توی این مدتی که نبودم داشتم وقت تلف میکردم. در واقع تازهگیها یاد گرفتم میشه آگاهانه وقت تلف کرد. به خودت میگی وقت تلف کن! و بعد میشینی روی صندلی و مثل گربه هیچکاری نمیکنی.
Labels: روزانه
|